|
دانستنےهایےاز زبان عربے
|
||
|
آموزش زبان عربے |
1- نون وِقاية : هرگاه ضمير متصل منصوبي « ي » به معني « من » به آخر فعل اضافه شود ؛ لازم است قبل از ضمير « ي » اين نون افزوده شود.كه هيچ معنيي ندارد.
2- نون تأكيد : كه داراي دو نوع مي باشد:
تقسیم بندی اسم به منصرف وغیر منصرف یکی از مباحث کتب دبیرستان می باشد که دانش اموزان در سال دوم با آن آشنا می شوند. چون این بحث از مباحثی است که همه دانش اموزان مقطع متوسطه در همه رشته ها به آن نیاز دارند.لذادر این زمینه مطالبی آورده می شود که امید است مفید واقع گردد.
در تجزیه حروف باید این سه ویژگی را مشخص نمود: نوع حروف، عامل یا غیر عامل بودن و نوع بناء.
انواع حروف را در دو دسته عامل و غیر عامل بررسی می نماییم:
بخش نخست « حروف عامل »
۱. افاده معناي استفهام: كه آمد؟(من جاء؟).
2. افاده توصيف: وعدهاي كه دادي(الوعد الذي وعدتني به).
3. بعد از ضمير يا اسم معرفه: ما ـ كه مسلمانيم ـ دروغ نمي گوييم(نحن ـ و انّنا المسلمون ـ لَنْ نكذب).
4. افاده معني زمان: زنگ كه زده شد(لمّا دُقّ الجرس).
5. رابط بين دو جمله: از شرق، خورشيدي طلوع كرد كه جهان را روشن ساخت (بَزَغتْ من المشرق شمسٌ اضاءَت العالم).
6. جمله بعد از خود را به تأويل مصدر مي برد: به من گفت كه به بازار روم(قال لي اَنِ اذهَبْ الي السوق).
7. افاده معني تعليل: دروغ مگو، كه دروغگو منفور است(لا تَكذِبْ فانّ الكاذبَ مبغوضٌ).
8. براي هدف و غايت: زودباش، كه من عجله دارم(اسرع، فانّي مستعجل).
9. افاده معني تفسير(به جاي يعني): سرش را پايين انداخت، كه از من شرمنده است(طأطأ رأسه بمعني انّه خجلان منّي).
10. نشان ناگهاني بودن امر بعد از آن: مشغول گفتگو بوديم كه خوابش برد(كنّا نَتفاوَضُ اذ غَلَب عليه النّوم).
11. پيش از جمله مفيد دعا يا نفرين: رسول خدا ـ كه درود خدا بر او باد ـ فرمود:(انّ رسول الله(ص) قال).
12. افاده معني اضراب: آن چه مي بيني نور چراغ نيست، كه آفتابي تابان است(ما تراه ليس ضوء سراجٍ، بل انّه شمسٌ ساطعه).
تانيث در زبان عربي با توجه به كاربرد فراوان آن از جايگاه بس ويژهاي بر خوردار است ويكي از مهمترين ابواب دستوري اين زبان به شمار ميرود وتمامي دستورنويسان عرب وغيرعرب در كتابهاي دستوري خود باب وسيع و گستردهاي را براي بحث تانيث اختصاص داده اند .با اين توضيح مختصر لغات عربي را از حيث جنسيت ميتوان برهشت قسم تقسيم نمود :
1- مذكرهاي حقيقي . 2- مذكرهاي مجازي 3- مؤنّثهاي لفظي حقيقي 4- مؤنّثهاي لفظي مجازي 5- مؤنّثهاي لفظي محض .6- مؤنّثهاي معنوي حقيقي. 7- مؤنّثهاي معنوي مجازي 8- مؤنّثهاي تاويلي .
1) إذا کانَ الفاعلُ اسماًظاهراً حقیقی التانیث مَفصولاً عَن العاملِ بِغیرِ « الّا»و التانیثُ أرجحُ نحوَ:
جاءَ الیومَ هِند أو جاءت الیومَ هِند. أو « إذا جاءکَ المُومِناتُ »
2) إذا کانَ الفاعِلُ اسماً ظاهراً مَفصولاً عَن عامِله بـ « إلّا » . و التذکیرُ ارجحُ نحوَ :
ما قامَ إلّا فاطمه أو ما قامت إلّا فاطمه
* و الدّلیل التذکیر بِاعتبارِ المَعنی لِأنَّ التقدیر : ما قامَ أحدٌ إلّا فاطمه الفاعل فی الحقیقه مذکر ( أحَدٌ ) و دلیل التانیث بِاعتبارِ اللفظ
فيتامين ص: هو عبارة عن: صوم، صلاة، صدقة، صبر، صلة رحم، صِدق، صحبة صالحة.

وهو من أهم الفيتامينات الّتي تغذينا روحياً.

دواء مفعوله: أكيد
انسانهای بزرگ و متوسط و کوچک چه انسانهایی هستند؟


1. در مقام دعا باشد . مانند : غفر الله لنا و لكم ، ايدكم الله ، رحمه الله ( خدايش رحمت كناد )
2. در مقام نفرين باشد . مانند : تبَت يدا ابي لهب و ... ( بريده باد دو دست ابي لهب )
3. در مقام انشا و تحقق بخشيدن به اثر فعل . مانند : امنت ، زوجت ، وهبت
4. هرگاه قبل از ان قسم باشد و فعل ماضي مطلق به " لا" منفي شده باشد . مانند :
وحياتك لا نكثت عهدك ما دمت حيا ً . ( به زندگي تو سوگند كه عهد و پيمان تو را تا زمانيكه زنده ام نخواهم شكست )

2- در جملات اسمیه اگر قبل از افعال ناقصه باشد : خبر مقدم افعال ناقصه و محلاً منصوب است مانند: کیف کان دورُ التلامیذ فی الحربِ المفروضة؟
3- در جملات فعلیه: اگر فعل آن تام باشد غالباً حال و محلاً منصوب است : کیف ذهبت الی المدرسةِ؟ ذهبتُ الی المدرسةِ ماشیاً .
4 – چنانچه از کیفیت نوع انجام گرفتن فعل سؤال کند ( نه از حالت فاعل یا مفعول ) نقش آن مفعول مطلق و محلاً منصوب است مانند: کیف جئتَ؟ جئتُ سریعاً در اصل جئتُ مجیئاً سریعاً است .
5- هر گاه قبل از افعال دو مفعولی واقع شود ، مفعول دوم این افعال می باشد : کیف ظننتَ علیاً ؟ ظننتُه مجتهداً .
|
|