|
دانستنےهایےاز زبان عربے
|
||
|
آموزش زبان عربے |
بررسی اولین مصرع از دیوان حافظ , الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها
پس خواجه برای توافق با قافیه غزل خود مصرع مذکور را مقدم و موخر کرده و بطریق تضمین در اول غزل خود ایراد کرده است و از این جهت بعضی شعرا بخواجه اعتراض کرده اند .الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها
این مصرع از بیت ثانی از قطعه ایست که یزید ابن معاویه بر وزن بحر هزج سروده و اصل قطعه عینا بدین قرار است :
انا المسموم ما عندی بتریاق و لاراقی ادر کاسا و ناولها الا یا ایها الساقی
چنانکه اهلی شیرازی می فرمائد :
خواجه حافظ را شبی دیدم به خواب گفتم ای در فضل و دانش بی حساب
از چه بستی بر خود این شعر یزید با وجود اینهمه فضل و کمال
گفت واقف نیستی زین مسئله مال کافر هست بر مومن حلال
و نیز کاتبی نیشابوری می فرماید :
عجب در حیرتم از خواجه حافظ بنوعی کش خرد زان عاجز آید
چه حکمت دید در شعر یزید او که در دیوان نخست از او سراید
اگر چه مال کافر بر مسلمان حلالست و درو قیلی نشاید
ولی از شیر عیبی بس عظیم است که لقمه از دهان سگ رباید
الا - حرف استفتاج است چنانکه در آیه کریمه ی زیر واقع شده است :
الا ان اولیا الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون . صاحب کتاب معتقد است که این ( الا ) مرکب است ولی ابن مالک می گوید بسیط است . درکتاب مفصلات نحویه ادله هردو مذکور و مسطورست .
یاء - حرف نداست
ای - منادای مفرد ومبنی برضمه .
هاء - حرف تنبیه . چون لفظ - ای - لازم الاضافه می باشد پس به جای مضاف علیه قرار گرفته است.
الساقی - تقدیرا مرفوع و حقیقه منادای واقعی ( ای ) همین کلمه الساقی است برای اینکه دو حرف تعریف در یکجا جمع نشود هاء تنبیه آورده.
ساقی - در لغت بمعنی کسیست که اب میدهد و یا سیراب می کند امادر اصطلاح باده نوشان ساقی کسی است که در مجلس شراب , قدح شراب را می گرداند .
ادر - امر مخاطب از باب افعال یعنی بگردان.
کاس - یعنی قدحی که پر از شراب باشد . اما قدح اعلم از کاس است .
ناولها - ناول امر مخاطب از باب مفاعله و در اصل ناولها بوده با اتصال یاء ( ضمیر متکلم ) که بجهت ضرورت وزن , یاء آن حذف شده است و ها آخر کلمه ( ضمیر مونث ) و راجع بکاس می باشد.
از قرار معلوم جمیع اسماء و آلات و صفات مربوط بخمر مونث معنوی است .
محصول بیت :
ای ساقی کاس را به یک یک اهل مجلس بده و آن وقت به من بده زیرا در مجلس شراب تا به یک یک اهل مجلس شراب نچشانی آن مجلس صفا نخواهد یافت . این عبارت عطف الخاص علی العام است و از فحوای کلام اینطور بر می آید که می گوید کاس را بگردان تا نوبت بمن برسد همگی نوش کنیم.
بعضی گویند ناول بمعنی توبخور است و برای اثبات مدعای خود این شعر از مولانا جامی را دلیل آورده اند :
صفای جام می جامی برد زنگ غم از خاطر
اذا ما تلق من هم فحاولها و ناولها ( جامی )
باید گفت صاحبان این عقیده در این دلیل و مدلول خود در کمال انحرافند و این انحرافشان ناشی از عدم تشخیص بین مناوله و تنازل است علی الخصوص که مراد نوشیدن ساقی نیست بلکه مراد نوشیدن خود شاعر می باشد و عبارت انا المسموم شاهد این معنی است و بعلاوه تقدیر کردن , یاء , متکلم در آخر , ناول , این مطلب را روشن می سازد و قول شاعر هم این مطلب را تایید می کند که می گوید:
اترع قدح المدام فالفجر یلوح و اشربه و ناولنی کالمسک یفوح
گویند حرف الا , متعلق به مصرع ثانی است . این عقیده واقعا انصراف از نهج مستقیم است زیرا بطوریکه گفتیم الا از برای استفتاح است . یعنی در ابتدای کلام واقع شده و افاده تاکید می کند و فقط برای تنبیه مخاطب است و تقدیرا بدو صیغه امر متوجه بوده و ابدا بمصرع ثانی علاقه ندارد .
توضیحات :
بحر هزج :هزل در لغت بمعنی سرود و ترانه و آواز با ترنم است و در اصطلاح عروض بحری است که از تکرار جزو مفاعیلن تشکیل شده باشد.
تضمین : تضمین آنست که شاعر اشعار یا امثال یا گفتار مشهوری را بر سبیل عاریه نه بر سبیل سرقت در اثنای شعر خود بیاورد , مثل:
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است ( سعدی علیه الرحمه ) که بیتی از شاهنامه فردوسی را تضمین کرده است .
منبع : کتاب شرح سودی بر حافظ ترجمه ی خانم دکتر عصمت ستارزاده
|
|