|
دانستنےهایےاز زبان عربے
|
||
|
آموزش زبان عربے |
التحلیل الصرفیّ
برای تحلیل صرفی ابتدا باید نوع کلمه را مشخص نمود : اسم است ، فعل است یا حرف است .
اقسام کلمه:
اسم : علائم آن عبارتند از :
۱. داشتن « ال » مثل : الکتاب
2. داشتن تنوین مثل : ـًـٍـٌـ مثل : کتابْ
۳.مضاف واقع شدن مثل : باب الصّفِ ـ بابـها ـ کتاب علیٍّ
4. جرّ مثل : المدرسةِ
۵. منادا مثل :یا قدسُ
فعل : گاهی اولش یکی از این علائم می باشد : قد ـ س ـ سوف ـ لم ـ لمّا ـ لا ـ و آخر فعل گاهی مختوم به : تَ ـ تِ ـ تما ـ تم ـ تنَّ ـ تُ و…..می باشد . مثل : لم یکتُبْ ـ ذَهَبْتِ
حرف : هیچ علامت خاصی ندارد ، مثل : بـِ ـ مِن ـ فی ـ ال ـ وَ ـ أنْ ـ .....
--------------------------------------------
تحلیل صرفی ( تجزیه ) اســـم
1-عدد اسم
الف - مفرد : علامت خاصی ندارد ، مثل : القلم
ب - مثنی : انِ : المعلمانِ - ینِ : المعلمینِ
ج - جمع و اقسام آن :
- مذکر سالم : -ونَ : مثل : المؤمنونَ - ینَ : مثل : المؤمنینَ
- مؤنث سالم : ات مثل : المؤمنات
- مکسّر : جمعهایی که شکل مفرد آنها شکسته شده است ( معنی آنها جمع است ولی نشانه های جمع ندارند ، مثل : الکتاب جمع آن الکتب ( کتابها )
تذکر : برخی از وزنهای جمعهای مکسر عبارتند از : ( أفعال مثل : أجیال ـ فِعال مثل جبال فُعلاء مثل : شُعراء - أفْعلاء مثل : أصدقاء ـ مفاعل مثل : معابر ـ مفاعیل مثل : مصابیح فَواعِل مثل : قَوافل ـ فَواعیل مثل : فواصیل ـ أفاعل مثل : افاضل ـ أفاعیل مثل اسالیب )
2- نوع یا جنس اسم
الف- مذکر : علامت خاصی ندارد : مثل : الشارع
ب- مؤنث و علائم آن عبارتند از:
1.تاء ( ة ) گرد ، مثل : الشجرة ـ فاطمة
2 . الف مقصوره ( ا ـ ی ) ، مثل : الدنیا ـ کبری
3. الف ممدوده : ( اء ) ، مثل : زهراء
مؤنث معنوی : اسمهایی که مؤنث هستند ولی علامت تأنیث ندارند ، مثل : مریم ـ شمس
مؤنث لفظی : اسمهایی که در اصل مذکرند ولی علامت مؤنث دارند ، مثل : معاویة ـ زکریا
3. جامد و مشتق : اسم مشتق
1.غالباً اولش ( مـُ ـ مـَ ـ مـِ ) دارد ، مثل : المُعلِّم ـ المَعبد ـ المِبرد
2. یا بر یکی از این وزنها می باشد : فعیل ( کریم ) فاعل ( کاتب ) أفعل ( أکبر ) فُعْلَی ( صُغری ) فَعْلاء ( خَضراء) فاعی ( قاضی ) فاعٍ ( هادٍ ) فُعال ( سُعاد ) فَعلان ( جوعان )فَعَل ( حَسَن ) فَعِل( کَسِل ) فَعْل ( صعْب ) فعّال ( جبّار ) فعّالة ( علاّمة ) فعول( صبور )
4. معرفه و نکره
معرفه : اسمی است که شناخته شده باشد ، مثل : علی ـ ایران
نکره : اسمی است که شناخته شده نباشد ، مثل : قلمٌ
اسمهای معرفه عبارتند از:
1 . تمامی ضمایر : ( متصل و منفصل ) ، مثل : هو ـ أنتَ ـ ها ـ ک
2. اسم عَلَم ( اشخاص مثل : علی ـ فاطمه / شهرها و کشورها مثل ‚ ایران ـ مشهد )
3. اسم دارای « ال » ، مثل : المسجد
4. اسمهای اشاره ، مثل : هذا ـ هذه ـ ذلک ـ تلک ـ هؤلاء ـ اولئک ـ هنا ـ هناک و..
5ـاسمهای موصول ، دو قسم هستند
الف ) خاص ، مثل : الّذی ـ الّتی ـ الّذانِ ـ الّلتانِ ـ الّذینَ ـ الّاتی
ب) موصول عام : ( مَن ) برای عاقل ـ ( ما ) برای غیر عاقل.
6. معرفه به اضافه : آن است که یکی از اسمهای نکره به یکی از معرفه ها اضافه شود ، مثل : باب الفرفة ـ کتاب محمّدٍ
5. معرب و مبنی
معرب : کلمه ایست که اعراب آخر آن با توجه به نقش آن در جمله تغییر می کند .
مبنی : کلمه ایست که حرکت آخر آن هیچگاه تغییر نمی کند .
اسمهای مبنی عبارتند از :
1. تمامی ضمایر ( متصل و منفصل ) ، مثل : هو ـ ها
2. اسمهای اشاره ، مثل : هذا ـ هذه و... بجز مثنای آنها که عبارتند از : ( هذانِ ـ هذینِ ـ هاتانِ ـ هاتینِ )
3. اسمهای موصول ، مثل : مَن ـ ما ـ الّذی ـ الّتی و... بجز مثنای آنها ( الّلذانِ ـ اللّذینِ ـ اللّتانِ ـ اللّتینِ
4. اسمهای استفهام ( پرسشی ) : کیف ـ مَن ـ ما ـ متی ـ أینَ و..
5. اسمهای شرط : مَنْ ـ ما ـ متی ـ أینما و..
6. عدد مرکب : از ( 11 ـ 19 ) أحَدَ عَشَر ـ تِسْعة عَشَر )
7. اسم لای نفی جنس : لا خلقَ أقْبَحُ مِنَ الکبرِ .
۸.منادای نکره مقصوده (یا مومن) منادای علم(یامحمد)
6.منصرف و غیر منصرف ( ممنوع من الصرف ) :
غیرمنصرف : اسمهایی هستند که تنوین و کسره نمی پذیرند . مثل : لِفاطمةَ فضائلُ .و هرگاه مجرور شوند بجای کسره ـِـ ، فتحه ـَـ می پذیرند . ولی هرگاه « ال » بگیرند یا اضافه شوند ، کسره ـِـ را می پذیرند .
اسمهای غیر منصرف عبارتند از :
1.اسمهای علم مؤنث : مریم ـ فاطمه
2. اسمهای علم غیر عربی : یعقوب ـ داریوش
3.اسامی شهرها و کشورها : ایران ـ طهران
4. صفتهای بر وزن ( أفعل ) : اکبر
5. اسمها و صفتهای مختوم به ( ان ) زائد : سلمان ـ جوعان
6.اسمهای مقصور و ممدودی که الف آنها زائده باشد : زهراء ـ صحراء
7.جمعهای مکسر بر وزن : ( مَفاعل و مَفاعیل / فَواعل و فَواعیل / اَفاعل و اَفاعیل )
نکته : اسامی پیامبران غیر منصرفند بجز این هفت ( 7 ) تن : (محمد ـ هود ـ لوط ـ نوح ـ شعیب ـ شیث ـ صالح )
7. صحیح الاخر و غیر صحیح الاخر
اسم مقصور: اسمی که در آخر( ا ـ ی ) داشته باشدمثل : الدنیا ، کبری باشد /
اسم ممدود : اسمی که در آخر( اء ) داشته باشد مثل : زهراء /
اسم منقوص: اسمی که در آخر ( ـِـ ی ) داشته باشد مثل قاضِی /
صحیح الآخر : اسمی است که از موارد فوق نباشد ، مثل : الشارع ـ الجامعة
------------------------------------------------------------------------------
تحلیل صرفی (فعل)
1- زمان فعل:
ماضی : ( گذشته ) مثل : نَصَرَ ( یاری کرد ) / آخر فعل ماضی غالباً از ضمایر ( ا ـ و ـ ن ـ تَ ـ تما ـ تِ ـ تنَّ ـ تُ ـ نا ) می باشد
مضارع : ( حال و آینده ) مثل : یَنْصُرُ ( یاری می کند ) / اول فعل مضارع حروف ( ا ـ ت ـ ی ـ ن ) شروع می شود .
امر : ( دستور دادن ) مثل : اُنْصُرْ ( یاری کن
2- صیغه فعل
- غائب(۶ صیغه اول)
- مُخاطب(۶صیغه دوم)
- متکلم(۲صیغه آخر)
3- ثلاثی مجرد و مزید:
فعل ثلاثی مجرد : فعلیست که ریشه اصلی آن فقط 3 حرف باشد : مثل : ذَهَبَ
فعل ثلاثی مزید : فعلیست که به حروف اصلی آن حروفی اضافه شده باشد ، مثل : انْتَصَرَ
|
باب |
ماضی |
مضارع |
امر |
|
1ـافعال |
أَفْعَلَ |
یُفْعِلُ |
أفْعِلْ
|
|
2.تفعیل |
فَعَّلَ |
یُفَعِّلُ |
فَعِّلْ |
|
.مُفاعَلَة |
فاعَلَ |
یُفاعِلُ |
فاعِلْ |
|
4 . افتعال |
افْتَعَلَ |
یَفْتَعِلُ |
اِفْتَعِلْ |
|
5. اِنْفعال |
اِنْفَعَلَ |
یَنْفَعِلُ |
اِنْفَعِلْ
|
|
6. تَفَعُّل |
تَفَعَّلَ |
یَتَفَعَّلُ |
تَفَعَّلْ
|
|
7. تَفاعُل |
تَفاعَلَ |
یَتَفاعَلُ |
تَفاعَلْ |
|
۸. اِسْتفعال |
اِسْتَفْعَلَ |
یَسْتَفْعِلُ |
اِسْتَفْعِلْ |
4- معرب و مبنی :
فعلهای معرب و مبنی عبارتند از :
1. تمامی فعلهای ماضی ، مثل : کَتَبَ
2. تمامی فعلهای امر ، مثل : اُکْتُبْ
3. صیغه های 6 و 12 مضارع ، مثل : یَذْهَبْنَ ـ تَذْهَبْنَ
4. فعل مضارع هرگاه آخرش نون تأکید بیاید ( مضارع مؤکَّد ) مبنی می باشد ، مثل : یَضربنَّ ـ یَضْرِبَنْ
فعل مضارع معرب است بجز آنچه که ذکر شد . مثل : یَذْهَبُ
5- فعل لازم و متعدی :
لازم : فعلیست که معنی آن با فاعل تمام می شود ، مثل : جاءَ التلمیذُ .
متعدّدی : فعلیست که علاوه بر فاعل به مفعول نیز نیاز دارد ، مثل : کَتَبَ الطالبُ دَرْسَهُ .
طرز تشخیص فعل لازم از فعل متعدّدی :
1. اگر معنی فعل را بدانیم و آنرا در برابر چه چیزی را وچه کسی را قرار دهیم ، اگر معنی داد متعددی است و اگر معنی نداد لازم است ، مثل : ضَرَبَ علیٌّ محمدا ( علی محمد را زد )
2. اگر در جمله مفعول به باشد ، فعل آن متعددی است .
3. اگر فعل در دو باب ( افعال و تفعیل ) باشد متعددی است ، مثل : ( اَنْزَلَ ـ نَزَّلَ )
4. اگر فعل بر ( سیری ـ شَبِعَ ) ـ ( گرسنگی ـ جاع ) ـ تغییر حالت ( مثل سرخ شدن ، احمرّ ) و…..دلالت کند ، لازم است .
6- فعل معلوم و مجهول :
نشانه فعل مجهول : غالباً اولش ( ـُــ) دارد مثل : ( نُصِرَ ) با توجه به اینکه در مضارع حرف یکی مانده به آخر از حروف اصلی فعل ـَـباشد . مثل : ( یُنْصَرُ ) . ولی فعل یُکْرِمُ معلوم است چون حرف ما قبل آخر آن ـَـ نمی باشد . // ماضی اجوف مجهول آن بر وزن ( فِیلَ ) می باشد ، مثل : قِیلَ
7- فعل معتل و صحیح :
معتل : فعلیست که در حروف اصلی آن از حروف علّه ( ا ـ و ـ ی ) باشد ، مثل : ( وَعَدَ ـ قَوَلَ ـ دَعَوَ )
صحیح : فعلیست که در حروف اصلی آن از حروف علّه نباشد مثل : ( ذَهَبَ ـ أمَرَ ـ قلَّ )
اقسام معتل :
مثال : فعلیست که اولین حرف از حروف اصلی آن حرف علّه باشد ، مثل : وَعَدَ ـ یَسَرَ
اجوف : فعلیست که دوّمین حرف از حروف اصلی آن حرف علّه باشد ، مثل : قَوَلَ ـ سَیَرَ
ناقص : فعلیست که سوّمین حرف از حروف اصلی آن حرف علّه باشد ، مثل : دَعَوَ ـ هَدَیَ
اقسام صحیح :
مهموز : فعلیست که در حروف اصلی آن همزه باشد ، مثل : أمَرَ ـ سألَ ـ قرأَ
مضاعف : فعلیست که در حروف اصلی آن دو حرف همجنس باشد ، مثل : قلَّ ـ زَلْزَلَ
سالم : فعلیست که در حروف اصلی آن همزه و دو حرف همجنس نباشد ، مثل : نَصَرَ
تحلیل صرفی حرف :
1ـنوع حرف
2ـ عامل و غیر عامل
3- نوع بناء
حروف عامل عبارتند از :
1.حروف جرّ : بـِ ، مِن ، فی ، عَنْ ، عَلَی ، إلَی ، کَ و…..
2.حروف ناصبه : أنْ ، لَنْ ، کَیْ ، إذَنْ ، لـِ ، حتّی
3.حروف جازمه : لَمْ ، لمّا ، لای نهی ، لام أمر ( لـِ )
۴.حروف مشبهة بالفعل : إنَّ ، أنَّ ، لکنَّ ، لعلَّ ، کَأَنَّ ، لَیْتَ
۵. لای نفی جنس : لا خُلْقَ أقْبَحُ مِنَ الکبرِ
حروف غیر عامل عبارتند از :
1. حرف تعریف : ( ال )
2. حرف تحقیق ( قد )
3. حروف استفهام ( أ ـ هل )
4. حروف نافیه ( ما ـ لا )
5. حروف استقبال ( س ـ سوف )
6. حروف عطف ( وَ ـ فـَ ـ ثمَّ ـ أو ـ أم ـ لا ـ لکن ـ بَلْ ـ لا )
7. حروف ندا : یا ـ وا
8. حرف استثناء : إلاّ
نوع بناء :
1- مبنی بر ضم ـُـ : اگر آخرش ضمّه باشد ، مثل : مُنْذُ
2. مبنی بر فتح ـَـ : اگر آخرش فتحه باشد ، مثل : فـَ ـ وَ ….
3. مبنی بر سکون ـْـ : اگر آخرش ساکن باشد ، مثل : مِنْ و….
4. مبنی بر کسر ـِـ :اگر آخرش کسره باشد ، مثل : بـِ ـ لـِ و ….
نکته : کلمات مبنی که به هنگام تلفظ آخرشان صدای ( آ ـ یی ) بدهند مبنی بر سکون می باشند . مثل : فی ـ عَلَی .
ومن ا... التوفیق
|
|