دانستنےهایےاز زبان عربے
 
 
 آموزش زبان عربے
 

 

شاهدوا متابعة النص.......

شکلک های محدثه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:57  توسط م.عظیمےفر  | 

 شکلک های محدثه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۱ساعت 8:47  توسط م.عظیمےفر  | 
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

icon


شاهدوا متابعة النص......


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 9:7  توسط م.عظیمےفر  | 
http://shiaupload.ir/images/zo02iilzfu8n4gkl44t.gifاین دو کلمه باهم  پنج تفاوت دارند :

اول در وزن : «آخَر» بر وزن أفعل و«آخِر» بر وزن فاعل است.

دوم درمؤنث : مؤنث «آخَر» اُخری ومؤنث «آخِر» آخرة است.

سوم درنوع مشتق: «آخَر»اسم تفضیل و «آخِر» اسم فاعل است.

چهارم در معنی : «آخَر»یعنی دیگر «آخِر» پایان.

پنجم در گرفتن تنوین : «آخَر»غیر منصرف و «آخِر» منصرف است.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 8:48  توسط م.عظیمےفر  | 
stars
 
icon

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 8:46  توسط م.عظیمےفر  | 
Leaf and Flower

icon


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 8:31  توسط م.عظیمےفر  | 

یاد بگیریم که زمان میگذرد چه خوش بین باشیم چه نباشیم.
یاد بگیریم که آدمی همان چیزی را باور میکند که پیوسته به خود میگوید.

icon


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 8:28  توسط م.عظیمےفر  | 
در این دنیا از دو راه می توان موفق شد:یا از هوش خود یا از نادانی دیگران.

ژان دولابرویر-فیلسوف ونویسنده فرانسوی 1980-1905


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱ساعت 8:22  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱ساعت 7:40  توسط م.عظیمےفر  | 

گويند که ابراهيم ادهم چهارده سال تمام پياده سفر کرد تا به خانه کعبه رسيد. او در اين مدت، دو رکعت نماز مي خواند و قدمي بر مي داشت و مي گفت:" اگر اين راه را با قدم ميروند، من به ديده ميروم" وقتي ابراهيم ادهم به مکه رسيد، خانه کعبه را نديد و با خود گفت:" اين ديگر چه حادثه اي ست؟ شايد به چشم من آسيبي رسيده است."در همين فکر بود که ندايي به گوش رسيد:" چشم تو آسيبي نديده است.خانه کعبه به استقبال بانويي رفته است که به سوي مکه مي آيد."

ابراهيم گفت: اين کدام زن است که چنين مقامي دارد؟". ناگهان رابعه* راديد که عصا زنان مي آمد و همين که نزديک شد، خانه کعبه به جايگاه خود بازگشت.ابراهيم فرياد زد" اي رابعه! اين چه شوري است که در جهان انداختي؟"رابعه گفت:" تو شور در جهان انداختي که چهارده سال رنج کشيدي تا به خانه خدا رسيدي."ابراهيم گفت:" آري، من چهارده سال در اين راه مشغول نماز بودم، اما در حيرتم که چرا مقام تو را نيافتم؟"رابعه گفت:" زيرا تو در نماز بودي و من در نياز"

* رابعه عارفه جليل القدري بود که سال 135 در بيت المقدس درگذشت.

* برگرفته از تذکره الاولياي عطار نيشابوري

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:22  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ساعت 9:39  توسط م.عظیمےفر  | 

_ موفقیت یعنی تبدیل شدت به کسی که توانایی و لیاقت آن را داریم و این تنها

هدف زندگی است.

_ شجاعت که حس ششم است،کوتاه ترین راه ممکن به سوی موفقیت است.

_ امکان موفقیت شما در هر کاری بستگی به این دارد که از خود باور مثبت داشته باشید.

icon


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ساعت 9:36  توسط م.عظیمےفر  | 
سلامتی
 

أجب على الهاتف بالأذن اليسرى(برای صحبت با تلفن از گوش چپ استفاده کن)

لا تتناول الحبوب مع الماء البارد(قرص ها را با آب سرد تناول نکنید.)

 icon


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 10:1  توسط م.عظیمےفر  | 
ابو منشا ر: اره ماهی                            ابو سُعن : لک لک افریقایی

icon

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:33  توسط م.عظیمےفر  | 
هميشه رفتن رسيدن نيست ولي براي رسيدن بايد رفت .

در بن بست هم راه آسمان باز است پرواز بياموز....

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:19  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:10  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:6  توسط م.عظیمےفر  | 

آموختن آسان نیست...

خستگی هر آن در کمین است.....

آزرده می شوی , احساس شکست می کنی......

شک می کنی که رها کنی و بگذری،

 می خواهی بر کناره روی و وانمود کنی که اتفاقی نیفتاده

 اما نه......

تو بازنده نیستی که،............

یک مبارزی،

پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم،

باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم،

باید آزرده شویم تا روزی توانمند باشیم،

اگر پیوسته بکوشی و ایمان داشته باشی،   در پایان پیروزی از آن تو خواهد بود....


 

" بر گرفته از کتاب رویاهایت را رها مکن " 

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 7:48  توسط م.عظیمےفر  | 

خدای مهربان میفرماید :
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ »
بگو:«اى بندگان من که بر نفس خویش اسراف «و ستم»کرده ‏اید! از رحمت خداوند مأیوس نشوید،همانا خداوند همه‏ گناهان را مى‏ بخشد،زیرا که او بسیار آمرزنده و مهربان است.
در تمام کلمات این آیه لطف و مهر الهى نهفته است:
1:پیام بشارت را رسول خدا صریحاً اعلام کند.«
قُلْ»
2:خداوند انسان را مخاطب قرار داده است.«
یا»
3:خداوند همه را بنده‏ خود و لایق دریافت رحمتش دانسته است.«
عِبادِیَ»
4:گناه کاران بر خود ستم کرده ‏اند و به خدا ضررى نرسانده ‏اند.«
أَسْرفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ»
5:یأس از رحمت خداوند،حرام است.«
لا تَقْنَطُوا»
6:رحمت او محدود نیست.«
رَحْمَةِ اللَّهِ» («رَحْمَةِ اللَّهِ» به جاى «رحمتى» رمز جامعیّت رحمت است، چون لفظ «اللَّهِ» جامع‏ ترین اسم خداوند است).
7:وعده‏ى رحمت قطعى است.«
إِنَّ اللَّهَ»
8:کار خداوند بخشش دائمى است.«
یَغْفِرُ»
9:خداوند همه‏ گناهان را مى‏ بخشد.«
الذُّنُوبَ»
10:خداوند بر بخشش همه‏ گناهان تأکید دارد.«
جَمِیعاً»
11:خدا بسیار بخشنده و رحیم است.«
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:51  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:41  توسط م.عظیمےفر  | 

 

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟!

لازم است گاهی از مسجد و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!

 icon


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 8:28  توسط م.عظیمےفر  | 
«هَل» و« أ» هر دو به معني آيا هستند.

اما فرق «هل» و «أ» اين است كه :

الف: «هَلْ» براي فعل منفي نمي آيد ولي« أ » مي آيد .مثال:

 (أ لا تَسمَعُ؟   آيا نمي شنوي؟)

ب:« هَلْ » در جمله اي كه مخاطب را بين دو سؤال قرار مي دهيم و پاسخ نَعَم يا لا انتظار نداريم معمولاً نمي آيد. در چنين حالتي «أ» مي آيد. مثال:

(أ أنتَ كَسَرْتَ الزُّجاجَ أم أخوك؟ - أخى)

(آيا تو شيشه را شكستي يا برادرت ؟ برادرم.)

ضمناً  «هل» و «أ» حرف استفهامند نه اسم استفهام.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 7:59  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ساعت 19:48  توسط م.عظیمےفر  | 
icon
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۱ساعت 9:43  توسط م.عظیمےفر  | 
  بالا